مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
جای شُكر است كه قم، خار دلآزار نداشت سـنـگ با ساحتِ پيشانی تو كار نداشت جای شُكر است كه برعكس دمشق اين وادی چشـم ناپـاك، سر كوچه و بازار نداشت قُـم "علی" داشت به لب لحظۀ استقبالت وای بر شام كه از سبّ علی، عار نداشت روسـپـيـدی قـمـیهـا، عـوض شـامیها احتياجی به نشان دادن و اِظهار نداشت دسته دسته به سر محـمل تو گُـل بـاريد ساقۀ هيچ گلی بر تن خود، خار نداشت دردسر سـاز نـشد فـاطـمه بودن در قـم كار با پهلويت اينجا در و ديوار نداشت سـدّ راهت وسط كوچه نـشد هيچ كسی عطش خون تو را حَنجرِ مسمار نداشت تو پـرستار فـراوان به كـنـارت بود، آه فاطمه جُـز عـلی خسته پـرستار نداشت همه با گريۀ تو گـريهكُـنان ضجّه زدند در غمت هيچ كسی غيرِ دل زار نداشت قـم پس از دفـن تو تا چند صباحی بانو روزهايش به خدا، غيرِ شبِتار نداشت ميـثـم شهـر تو با داشـتـن چـندين نـخـل مدح میگفت ولی سربه سر دار نداشت سائلت را به صف حـشـر خُـدا آمرزيد چون به جز دوستی حيدر كرّار نداشت |